- شاید یک صبح بعد از شبی بارانی که بیدار شدی از خواب، با چشم هایی که دیگر تر نبود نگاه کردی به سینه ات، قلبت را ندیدی و ندیدی من را...؟ فهمیدی که قلبت را جا گذاشتی دیشب پیش دیگری، دیگری که من نبودم...
این گلایه نیست! این سوال بی جواب من است...
ما را در سایت دلم برات تنگ شده دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146